« بورس، آینه شفاف اقتصاد است» این جملهای است که بسیاری از مسئولان کشور به آن میبالند؛ اما باید دید این جمله تا چه حد واقعیت دارد؟ سهامداران بهعنوان بزرگترین سرمایههای بازار سرمایه شناخته میشوند، این در حالی است که رفتار سرمایهگذاران از عوامل بسیاری تاثیر میپذیرد که یکی از عوامل اصلی آن، ابهامات و نبود شفافیت اطلاعاتی است. شفافیت اطلاعات عبارت است از افزایش جریان بهموقع و قابل اتکای اطلاعات اقتصادی، مالی، اجتماعی و سیاسی که در دسترس تمامی ذینفعان قرار گیرد.
سه سال از تحقق یک وعده گذشت
سازمان بورس و اوراق بهادار در مدت اخیر تلاش بالایی برای ایجاد شفافیت در بازار سرمایه داشته، از جمله می توان به توقف نماد شرکتهایی که در افشای اطلاعات مالی خود تعلل دارند، اشاره کرد. البته در این میان موضوعی وجود دارد که ذهن سرمایهگذاران و اهالی بازار را مشغول کرده و آنهم عدم تمایل سازمان بورس به افشای اطلاعات خود است. در حقیقت سازمانی که مرز شفاف بودن را برای شرکتهای بورسی تعیین میکند، خود در خانهای آهنی نشسته و اعتقاد دارد که شرکتها باید خانهای شیشهای داشته باشند. اواسط سال 95، شاپور محمدی رئیس سازمان بورس برای اولین بار درباره این موضوع صحبت کرد و گفت که صدای رسانههایی که خواستار افشاسازی صورتهای مالی سازمان بورس شدند را شنیده و در این راستا اقداماتی انجام داده، این در حالیست که پس از گذشت 3 سال هنوز اقدامی از سوی سازمان بورس جهت افشای اطلاعات انجام نشده است.
تقویت مبارزه با فساد
فرهاد دژپسند وزیر اقتصاد و دارایی در ابتدای مسئولیت خود به تدوین طرح «شفافیت» اشاره داشت .از سوی دیگر پس از وزیر اقتصاد، محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور نیز خبر از اتمام بررسی لایحه شفافیت در هیات دولت و فرستادن آن برای تصویب به مجلس داد. در این راستا رئیس جمهور نیز با تاکید بر اینکه شفاف سازی عملکرد دولت (به معنای عام) از جمله شاخصهای حکمرانی مطلوب است،گفت : ارتقای وضعیت این شاخص از طریق آگاهی مستمر و بدون تبعیض شهروندان از فرآیندها و امور مربوط به سازوکارهای حاکمیتی فراهم میشود، بر این اساس با عنایت به اینکه افزایش شفافیت دولت، نظارت و اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت را به دنبال داشته و مشارکت همگانی (مردم و دولت) برای مبارزه با فساد را تقویت خواهد کرد، اوایل تیرماه جاری لایحه شفافیت را برای طی مراحل قانونی به مجلس ارسال کرد.
نبود زیرساخت و عزم ملی
به گفته کارشناسان، پروژه شفافیت درصدد است تا ارزشها، هنجارها و رفتارهای رسمی و غیررسمی مختلفی را ایجاد یا اصلاح كند؛ بنابراین می توان گفت كه هدف نهایی این پروژه، جایگزینی فرهنگ شفافیت به جای فرهنگ اسرارگرایی است. فرهنگ اسرارگرایی، فرهنگ غالب در كشورهای در حال توسعه و كلیه كشورهایی است كه در آنها فساد شیوع دارد. برآیند فرهنگ اسرارگرایی این است كه آگاهی مردم از چند و چون امور جامعه ضرورت ندارد. با این توصیفات، میتوان گفت بهبود اعتماد عمومی به نظام به عنوان اولین هدف تصویب این لایحه معرفی شد. علاوه بر آن شفاف شدن فضای سیاسی و روابط اداری، مشارکت شهروندان در تصمیم گیریها و همچنین ارتقای پاسخ گویی مقامات از جمله دیگر اهداف این لایحه است. علاوه بر موارد ذکر شده شفافیت در نحوه هزینه کرد بودجه عمومی و امور مالیاتی از جمله دیگر مفاد این لایحه است. اما مسئله مهمتر موضوع دریافتی مدیران است که در سالهای گذشته تحت عنوان حقوقهای نجومی مطرح شد. با این حال باید دید این پروژه می تواند سازمانهایی از جمله سازمان بورس و اوراق بهادار را وادار به افشای اطلاعات مالی خود کند تا سهامداران با خیال آسوده، بازار سرمایه را به عنوان یک بازار شفاف پذیرفته و حاضر به سرمایهگذاری در این بازار شوند؟
دولت کنونی در ظاهر تلاش بر آن دارد تادر خصوص تحقق شفافیت گام بردارد. البته طی چند دهه گذشته در برنامههای مختلف توسعه تاکید بر شفافیت شده است،اما بنا به دلایلی از جمله فراهم نبودن زیر ساختها و نداشتن نگاه وعزم ملی مسئولان، اجرای شفافیت در بسیاری موارد به حاشیه رفته است.
- گلاره کحالی-خبرنگار
- شماره ۳۱۴ هفته نامه اطلاعات بورس - صفحه ۳




نظر شما