اما میزان نقدینگی باید متناسب با نوسانات بازارهای مختلف باشد، مابه التفاوت نرخ رشد نقدینگی از نرخ رشد تولید و تورم همان نقدینگی سرگردان است. این نقدینگی سرگردان کلید حبابهای قیمتی در اقتصاد ایران بویژه در نوسانات و شوکهای ارزی کشور محسوب میشود. حجم نقدینگی در کشور در شرایط فعلی با رشد حدود 20 درصد به رقمی معادل هزار و 600 هزار میلیارد تومان رسیده است.
شاید بهینه سازی یکی از راهکارهای اساسی برای کنترل حجم نقدینگی در کشور باشد، اما آیا سیاستی برای چنین راهکا ری در نظام مالی کشور در نظر گرفته شده است؟ آیا میزان نقدینگی در کشور متناسب با نیاز اقتصاد است؟ میزان رشد نقدینگی بهینه باید با توجه میزان نیاز تولید تعیین شود که متاسفانه بخش تولید در کشور سالیان سال است که با مشکلات عدیده ای مواجه است.
چندین عامل از جمله رشد بدهی دولت به بانک مرکزی، واردات بی رویه و ..... باعث افزایش نقدینگی در کشور هستند که میتوان با انجام محاسباتی علت و رقم دقیق را یافت اما موضوعی که دشوار است، اندازه گیری رشد اقتصادی است که بیان گر کارایی یا ناکارآمد بودن نقدینگی موجود است، اگر رشد اقتصادی مثبت و بالا باشد نشاندهنده این است که نقدینگی توانسته تولید را افزایش دهد، اما اگر منفی بود یعنی تورم ایجاد کرده، بنابراین باید محاسبات را بر اساس نرخهای موجود واقع بینانه بررسی کرد.
برخی اقتصاددانها وجود نقدینگی را صرفا منفی نمیدانند و معتقدند که میزان بالای آن میتواند نشان دهنده تولیدات بالا و اقتصادی پویا باشد اما برخی دیگر آن را شبیه به بمب اقتصادی میدانند، این در حالی است که رشد اقتصادی حدود 5 درصد و رشد حجم نقدینگی را حدود 25 درصد تخمین زدهاند یعنی نامتوازنی اعداد و ارقام.
مدیریت ریسک مالی نداریم
یکی از مهمترین مسائلی که در بحران مالی اخیر مورد توجه قرار گرفته، ریسک نقدینگی و نحوه مدیریت آن در مقایسه با ماهیت تغییر یافته آن در بازار مالی و بانکها است. عملکرد نامناسب ریسک نقدینگی و ضعفهای فراوان در شناسایی، مدیریت، کنترل و نظارت بر این ریسک، نقش زیادی در شکلگیری و عمق بخشیدن کنترل آن داشته است.
این مسئله منجر به ضرورت اعمال تغییراتی در مدیریت ریسک نقدینگی بانکها شد، البته فعلا در حد وعدههای جدید است.
بانکها نگران خروج سپردهها
در این میان باید به نوسانات نرخ ارزی که طی هفتههای اخیر رخ داده اشاره کرد چرا که تمامی بازارها را تحت تاثیر خود قرار داده و مردم را برای سرمایهگذاری مستأصل کرده است، در حالی که اکثریت مردم بانکها را محل امنی برای سرمایهگذاری میدانند، بازارهایی همچون سکه و ارز، بورس، خودرو، مسکن و.... با بازدهی چشمگیری که به واسطه این نوسانات داشتند سرمایهگذاران سنتی را هم ترغیب به خروج از بانک ها و ورود به این بازارها کرده است، از طرفی کاهش 45 درصدی سپردههای بلند مدت بانکی هم موجب شده تا بانکها نگران شوند و به طور غیر رسمی سود سپرده ای معادل 23 درصد به سپردهگذاران پیشنهاد دهند، هر چند که رئیس کل بانک مرکزی این موضوع را رد کرده اما به نظر میرسد برخی شعبات نگران فعالیت خود هستند و باید چاره ای برای حفظ سرمایههایشان کنند.
با نگاه کوتاهی به بازارها میتوان گفت؛ بازار مسکن تقریبا هر از چند گاهی از رکود خارج میشود دوباره به خواب رکودی میرود که به نظر میرسد فعلا بیدار باش این صنعت است و خرید و فروشهای املاک کمی بیشتر از پیش شده است، اما بازار پر حاشیه خودرو که تقریبا همه ناراضی از آن هستند اینبار هم با صعود چشم گیر قیمت مردم را بهت زده کرد، هر چند که از نظر مدیران این صنعت، با توجه به رشد دلار، قطعات خودرو هم تحت تاثیر قرار میگیرند اما آیا با قیمتهای سرسام آور فعلی فردی حاضر با سرمایهگذاری در این بازار میشود؟، دیگر بازار سکه و طلا است که اکثر سرمایههای مردمی را ازآن خود کرده است، با توجه به این موضوع نباید از بازار سرمایه غافل شد و گفت این روزها، بورس سازش کوک است و هر روز تقریبا بازدهیهای مثبتی برای سهامداران ثبت میکند.
*ثریا نیکوصفت-خبرنگار
شماره ۲۶۷ هفته نامه بورس - صفحه۴




نظر شما